سيد علي اكبر قرشي
78
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
پوشيده و بند شمشيرش و كفشهايش از ليف خرما بود و پيشانيش از كثرت سجده مانند زانوى شتر شده بود . آنحضرت دربارهء بدكاران فرموده : « كانهّم ائمة الكتاب و ليس الكتاب امامهم » خ 147 ، 205 گوئى آنها پيشوايان قرانند و قرآن پيشواى آنها نيست . امامت در نهج البلاغه در رابطه با امامت و ولايت در نهج البلاغه مطالب گوناگونى آمده كه به مقدارى از آنها اشاره مى كنيم ، امام صلوات الله عليه درباره فضيلت اهل بيت و اينكه امامان و اوصياء رسول الله ص از قريشند فرموده : « انّ الائمة من قريش غرسوا فى هذا البطن من هاشم لا تصلح على سواهم و لا تصلح الولاة من غيرهم » خ 144 ، 201 جانشينان پيامبر از قريشند در قريش از تيرهء بنى هاشم كاشته شدهاند ، امامت بر غير آنها صلاحيت ندارد و واليان از غير آنها صلاحيت امامت را ندارند ، منظور آنحضرت از « هذا البطن » خودش مى باشد چنان كه ابن ميثم در شرح خويش فرموده : اين كلام صريح است در اينكه امامت فقط در قريش است آن هم از نسل آنحضرت ، اما ديگران صلاحيت امامت ندارند . و امامت نيز براى آنها شايسته نيست . از رسول خدا صلى الله عليه و آله به طور متواتر نقل شده كه فرمودهاند « يكون بعدى اثنى عشر خليفة كلهم من قريش » براى نمونه به كتاب منتخب الاثر تأليف آية الله صافى ص 10 - 43 رجوع شود كه آن را از بيشتر از صد محّل از كتب شيعه و اهل سنت نقل كرده است ابن ابى الحديد در شرح اين كلام سئوالاتى طرح كرده و از همه جواب داده و در آخر گفته : اگر گوئى تو نهج البلاغه را بنا بر قواعد معتزله تفسير مى كنى ، معتزله گويند : قرشى بودن شرط امامت نيست با آنكه كلام امام در شرط بودن صريح است ، كه بايد قرشى و هاشمى باشد در جواب گويد : اگر ثابت شود كه اين كلام سخن امير المؤمنين است از مذهب خودم دست مى كشم زيرا پيش من ثابت شده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده « على مع الحق و الحق مع على يدور معه حيثما دار » در خاتمه لازم است بدانيم